
استقبال پرشور مردم قزوین!

کاریکاتور میهمان!
عکسهای رئیس جمهور محبوق

استقبال پرشور مردم قزوین!

کاریکاتور میهمان!
|
پدر رييس جمهوري درگذشت | |
|
| |
در پی مصاحبه روزنامه همشهری با یکی از غارنشینان عنبرآباد جیرفت که اعلام کرده بود «یکی از بچه ها به شهر رفته ولی دیگر برنگشته» در مورد شخص گمشده با رئیس غارنشینان منطقه جیرفت مصاحبه ای انجام دادیم تا ضمن یافتن شخص گمشده، اعضای یک غار را از نگرانی نجات دهیم:
سووال: اسم بچه ای که گم شده بود چه بود؟
رئیس غارنشینان: اسم نداشت، ولی چون شبیه مدو( به زبان کرمانی می شود سوسک) بود ما بهش می گفتیم مدو، مادرش بشش می گفت مدو خوشگلو..
سووال: چه شکلی بود؟ چه قیافه ای داشت؟
رئیس غارنشینان: قیافه شه سیل نکرده بیدم، چون همه اش ریش بید، یه بار که خودشه تو رودخونه شسته بیده خیلی زشت بید، قدش کوتاه بید، ولی همه اش می رفته بالا درختا ور مردما حرف می زده.
سووال: معمولا چه عادت هایی داشت؟
رئیس غارنشینان: از صب که پامی شده با باقی مردم دعوا می کرده و می خواسته رئیس ایجا بشه، همه اش هسته خرما جمع می کرده می گفت اگر دعوا بشه خود همین هسته ها خرما جنگ هسته ای می کنم. هر روزی یه حرفی می زده، دوباره عصر که می شده یه چی دگه می گفته، آدم ورهم شوری(شلوغ کن) بید. دایم ور ای آدم و او آدم می جکید(مترجم: به این و آن می پرید.)
سووال: چی شد که مدو به شهر رفت؟
رئیس غارنشینان: یه رو یه چیزی پیدا کرده بید که یه قاغذی بود که روش چند تا نقاشی بوده. بشش گفتیم ای چیزه، گف ای نقشه دنیایه. سه ماه هر رو نقشه ره سیل می کرده. یه رو بشم گف من می خوایم برم کرمون رئیس ژاندارما اوجا بشم، بعدش می خوایم برم رئیس دنیا بشم، بشش گفتم اگر بری کرمون گم می شی. گفت نمه لم گم بشم.
سووال: چه علامت هایی داشت که از روی آنها می شود او را پیدا کرد؟
رئیس غارنشینان: کج کج راه می رف، یه بار یه کفشی پیدا کرد، وقتی او کفشو ره پوشید سه ماه پاش درد می کرد، برا همی پشت کفشو ره می خوابوند، همه اش خودشه می خارونده، دایم می رفته رو تنه درختا برا مردم حرف می زده، موقع حرف زدن دستاشه تکون می داده، چن بار گف که دور سرش نورانی شده مثل پیغمبر خدا که یه بار عکسشه خودم سیل کردم، بشش گفتم مگر تو پیغمبر خدایی که می گی دور سرم نوره؟ بشم گفت حالا باور نکن ولی اگر برم شهر مردما همه شون باور می کنن. گفتم می خی بری شهر چکار بکنی؟ اوجا گم می شی می ری زیر ماشینا که تند می آیه. گفت می رم پولا پسته فروشا ره می گیرم، همه شه نفت می خرم که وقتی سر سفره نشستیم چراغ نفتی روشن بکنیم که دگه ای قد هیزم نیاریم از جنگل.
سووال: فکر می کنید ما چطور می توانیم مدو را برای شما پیدا کنیم؟
رئیس غارنشینان( به دوربینی که در دست عکاس ما بود اشاره کرد.): شما برین شهر کرمون ای چیزو که باشش عکس می گیرن عکس بگیرن، هر کسی اومد طرف شما و خواست عکسشه بگیرن همو مدو مایه. همو ره بگیرن بیارن ای جا.
دندون خرگوشی احمد اقتدار

ایشان هم می خواهد
اما حوزهایها نمی گذارند!

آقای احمدی نژاد خیلی روی رای خانم ها و دخترخانم های ایران سرمایه گذاری کرده است. البته کمی هم ریسک کرده، اما بهرحال به ریسکش ظاهرا می ارزد. ابتدا با همسرش راهی سفر خارجی شد و عکس گرفت و سپس طرح ورود بانوان به استادیوم های ورزشی را داد. حوزوی ها مخالفت کردند. چه بهتر! خانم ها به این نتیجه خواهند رسید که او می خواهد مدرن شود اما حوزه ای ها مانع اند! این عکس را هم قطعا با همین هدف در سفر مالزی گرفته تا هم خارجی ها بدانند او زیاد هم فناتیک نیست و اهل عمل است و هم داخلی ها بدانند که او می خواهد اما حوزه ای ها نمی گذارند.
در در و دهات ایران هم که می رود به همه می گوید می خواهد پول ها را بریزد توی دست و بال آنها اما مانع کار دولتش هستند. به بسیجی ها که میرسد چفیه می بنند. برای جلب نظر عرب های زخم دیده از اسرائیل هم "هالوکاست" را منکر می شود و وعده جمع کردن اسرائیل از روی زمین را می دهد. باید دید آن ستاد راهبردی که او را می گرداند، کجا می خواهد پیاده اش کند؟! باید دراین روزها منتظر واکنش ها در برابر این عکس رئیس جمهور برگزیده امام زمان بود.

هر عکس یک کاریکاتور!
رویای بعد از نامه!(محمود نورالدین) << جانم فدای رهبر>>

تیپ ولباس ملی مجاز!